نظام آراستگي ، نظام نشاط و بهره وري
در سير بررس نظام هايي كه در تعالي سازمان نقش اساسي دارند حضور نظام آراستگي را با نيت خبر بانيان آن با كمال وضوح احساس مي كنيم .
آثار مولد اين نظام ، حسن انجام كار را با نشاط بهتر فراهم و شرايط را با زيبايي تام و نگرش همسو و ايجاد مشاركت دنبال مي كند . شرايطي كه در آن تمام آثار نيكو به چشم مي خورد و اعتبار آن به حوزه خانواده نيز اصابت مي نمايد.
ترديدي ندارم كه اين وضوح و مشتقات آن شرايط را در قالب يك فرآيند متحول ، به صورت سيستمي فراهم مي نمايد و افراد در سيطره اين حكايت واقعي ، استمرار موفقيتهاي ناشي از انجام و استمرار را در شريان نشاط خويش مي يابند . جايي كه عملا فرآيند جريان دار به صورتي روايي پيدا مي كند .
سنت به جا مانده از آثار نياكان ايراني ما مسير تحول اين نوع نگرش را زائيده نگاه بشر به حسن اتفاقها و ضرورت توجه به سوي همه خوبيها تلقي مي كند و در ايران عزيز ، نقش فرهنگ اصيل ، آثار ميل به اين قوه عظيم موثر را تقويت مي نمايد .
ميل انسانها به سوي تفكر مثبت از حواشي اين نگاه متطور است و فراسوي اين نگاه ، موفقيتهايي كه در مقاطع زماني خاص حاصل گرديده ، همه مبين اين نوع نگرش هستند. مقاطعي از جريان ميل به تعالي كه در سازمان با خصايص " مديريت انساني " دنبال مي شود و پس از طي مسيري طولاني از آغاز شكل گيري تمدن انسان ، امروز به آن واقف شده ايم .
راستي چرا بايد به "سوي تعالي سازمان يافته" حركت نمود ؟ چه نوع اثري از حاكميت انسان در اين شريان به چشم مي خود كه زائيده تنوع نوع نگرش است . انسان موجودي است كه داراي ادله ذكاوت است و تفاسير پيراموني خود را با انديشه جاذب دنبال مي كند مسير تعالي هموار است و ما در اين مسير با علاقه تلاش مي كنيم چنانچه حواشي ، آن شرايط را براي تنظيم روحيه ما فراهم نمايند انديشه مستولي ، شكل مي گيرد و ما در همان قدم هاي اوليه نشاط جاذب روند را احساس و بر استمرار آن پافشاري مي كنيم ولي اگر روند رضايت ذينفعان را با انديشه خود همسو نبينيم نگاهمان به جريان كار متنوع مي شود و فقط تعدادي مي توانند عامل خير شوند . البته با نگاه مصمم و تدبير محكم كه در آن تقيد بر اصول ، جايگاهي بس ارزنده دارند .
چرا چنين تفسيري داريم ؟ و چرا به چنين حكايتي پرداخته ايم ؟ سير انديشه ، اجازه چنين تفسيري را به ما مي دهد چرا كه حكايت چيز ديگري است . اصالت ، نگاه انسان است نه آنچه بايد باشد بلكه آنچه كه هست . نفس گرم اثر گذاران براي تقويت يا نگاه خير انديشمندان براي برپايي و در سويي نگاهي با ظرافت ميكرون انديشه براي چگونگي اثبات و تقدم و همه نمي شود ها كه در پرتو نوعي از يك انديشه شكل مي گيرند .
قدري بهانه جويي مي كنيم . و در توازن با بزرگداشت تعليم و تربيت سري به انديشه هاي برتر مي زنيم . ما انسانها فضاي ذاتي براي تعليم داريم و مربيان ما در انديشه اند تا با تعليم بروز عوامل بالقوه و تبديل آن به فعل ، آثار دروني ما را آشكار سازند . يعني مبناي كار اين است كه همه ما بالقوه از مستدركات كافي و نافي برخورداريم . عواملي مي توانند اين منظوم را بالفعل كنند و عواملي ناقض رفتار اين فرآيند هستند.
در مسير نشاط سازماني ، ما از امكانات بالقوه خود در تبادل با سير قوانين ، آثار نكوي برخاسته از خرده فرهنگ ها را با شكري به نام رفتار سازمان با نشاط ، متعامل مي نمائيم و در مسير اين تجدد موثر ، بافت متشكله را در نهادي به نام سازمان قرار داده و روند منسجم آن را نيز با نشاط، نظاره و تجربه مي كنيم .
اين روند ، رويه سازماني را در محيط معلوم خود قرار مي دهد و به ما كمك مي كند تا سير بهبود را با رفع ابهام دنباله روي نمائيم . اين همان نظام آراستگي است سير بهبود مستمر با انديشه اي منسجم براي ارتقاء .
ما به شما اطمينان مي دهيم كه روند جاري سازمانها ميل به بهبودي دارد و اين "بهبود" روند مستمر مدخل درنظام هاي سازماني است كه زير بناي آن تفكر انديشه مدار انتظامي است كه از شعله هاي" نظام آراستگي " براي نشاط بهره مي گيرد.
بيائيم با مطالعه تاريخ صنعت نفت ، و تامل بر روش هاي مدون و مصوب كه از سالها پيش مورد تفقد قرار گرفته ، انديشه بازآوري متدهاي موفق را در كالبد تكنولوژي جديد و با نگاه سازماني كه متصور انديشه خردمندانه جامعه نخبه پرور ساختاري است به منصه "دميدن روح در پيكر بي جان " آراسته نمائيم .